فاحشه ای می گفت...



بیشــــتر ِ مشتریانم ....



حلقـــه ازدواجشـــان را ....



از مقابل چشمانم ... مخــفی می کنند....



و من ... پیش خود می پندارم ....



که "هـــــیچ زنـــــــی " ....



منتظر آنها نیست...