میبینی‌ مــــــــادر....؟...


رویــــــــای ِ من...


با تو خیلی‌ فرق می‌‌کند...


تو ... سر سجّاده ات ...


بزرگ شدنم را آرزو کردی ....


و من بر در ِخانه‌ام نوشته‌ام ...


اینجا ... خانهء خـــــدا نیست ...


اینجا خانهء بنـــــدهء خداست...


بفرمایید تو ...


در نزده ... بی‌ تشریفات ...


گناه من نیست مادر ...



من ... سر راه رسیدن به آنجایی‌ که تو میخواستی...


ســـــقـــــــــط شــــــــــده ام ......




"نیکی‌ فیروزکوهی"