مخاطب خاص


پای بر کویر سوزان دل من مگذار


نمی خواهم آتشی


که جنگل سرسبز مرا


کویر کرد تو را بسوزاند


برخیز و برو ...


آنقدر در گوشهای من تکرار نکن


"نخواهد آمد"


من یقین دارم می آید


خسته ام


در حال انفجار


تنهایم بگذار


سنگ ها مهربانتر از تو اند


دور شو


تو چه می دانی یاد "او"


با چشم های همیشه منتظر من "چه" می کند ...


بانو


می بینی در نبودت چه حرفهایی می شنوم


نمی خواهی برگردی مهم نیست هنوز آذوقه دارم در نبودنت


تو مال من خواهی بود خود این را بهتر می دانی


تو باید به مراد من باشی برای داشتنت با تقدیر هم می جنگم ...


"شاهزاده"