اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم
چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
و به شالاپ شلوپهای گل آلود عشق ورزیدیم.
دومین روز بارانی چطور؟
پیشبینیاش را کرده بودی
چتر آورده بودی
من غافلگیر شدم
سعی میکردی من خیس نشوم
و شانه سمت چپ تو کاملاً خیس بود
سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد میکند
حوصله نداشتی سرما بخوری چتر را کاملاً
بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد
و چند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم
برای اینکه پینهای چتر توی چش و چالمان نرود
دو قدم از هم دورتر برویم
فردا دیگر برای قدم زدن نمیآیم. تنها برو!
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۱ ساعت 22:32 توسط شاهزاده
|