مرد که باشی


همه ی کاسه کوزه های نشکسته را


هم گاهی بر سر خودت می شکنی


مرد که باشی


معنای دوست داشتن خلاصه می شود


در ایجاد امنیت برای عشقت


مرد که باشی


میدانی که باید محکم باشی


که سینه خیز خود را از زیر پای گردن کلفتی های اجتماع


بیرون بکشی بی آنکه عشقت چیزی را متوجه شود


مرد که باشی


دلت هم گرفته باشد


باید تمام جاده ها را برای او باز کنی


تا بی هیچ دردسری راهش را ادامه دهد


مرد که باشی


وظیفه داری تمام امیدها را به سلول های خاکستریش تزریق کنی


مرد که باشی


یاد می گیری که بدزدی حرفت را که مبادا دلش را به آب دهی


مرد که باشی ...


باید آرام دنیا را روی پاهایت بخوابانی


و صدای درونت را آرام در گونی کنی که دردهایت به سلول های


سرخوشش سرایت نکند !


"شاهزاده"